
مردی برای اصلاح به آرایشگاه رفت.در بین کار، گفتگوی جالبی بین آن مرد و آرایشگر، درمورد "خدا"صورت گرفت.آرایشگر گفت:من باور نمی کنم که خداوجود داشته باشد.مشتری پرسید :چرا؟آرایشگر گفت :کافیست به خیابان بروی و ببینی .مگر می شود با وجود خدای مهربان این همه مریضی ، درد و رنج وجود داشته باشد؟!مشتری چیزی نگفت وبعد از اینکه اصلاح سرش تمام شد ، از مغازه بیرون رفت .به محض اینکه از آرایشگاه بیرون آمد، مردی را با موهای ژولیده وکثیف، در خیابان دید.با سرعت به آرایشگاه برگشت وبه آرایشگر گفت:می دانی،به نظر من آرا...
ادامه مطلب